فرزند با استعداد یا فرزند بی استعداد؟

فرزند با استعداد یا فرزند بی استعداد؟

خانم چقدر بچه تون با استعداده! خدا حفظشون کنه، خیلی هم باهوشه ماشالا. خدا واستون نگهش داره ماشالا ماشالا چقدر پسر خوبی چقدر دختر گلی. این پسر این دختر حتما در آینده به یه جایی میرسه با این هوش و استعدادش! تازه بچه تون خیلی هم زرنگه. نمراتش هم که همش بیست! باریکلا باریکلا….

متن بالا نمونه از صحبت هایی بود در جمعی که بچه ای وجود داره، معمولا وجود داره.

احتمالا تو مدرسه ها هم دیدید که یک معلمی به پدر یا مادر کودک میگه که بچه تون خیلی باهوشه، یا خیلی تو فلان درس استعداد داره.

بذارید من از شما بپرسم، وقتی می گیم یک بچه با استعداده دقیقا یعنی چی؟ وقتی می گیم یک بچه باهوشه دقیقا یعنی چی؟ آیا بچه بی هوش هم داریم؟

استعداد می دونید چیه؟ بذارید با یک مثال بگیم. همه ما انسان ها مثل یک معدن ارزشمند هستیم که در درون معدن وجودی ما استعداد قرار داره. حالا برای بعضی ها این معدن شون به گونه ای هست که خیلی راحت میشه این مواد باارزش رو استخراج کرد، برای بعضی های دیگه این مواد ته معدن و لابه لای خاک ها قرار داره و پیدا کردن اون ها یک مقدار زحمت بیشتری می طلبه و نیاز به مواد انفجاری و حفاری های زیادی داره.

دقیقا مثل مثال ما انسان ها! بعضی ها به راحتی استعدادشون در زندگی ظاهر میشه ولی بعضی ها پس از گذشت چندین دهه از عمرشون هنوز هم نمی دونن در چه کاری استعداد دارند!

این مثال رو زدم که اگر کسی گفت من بی استعدادم، به این قضیه پی ببریم که ایشون “هنوز” استعداد وجودی شون رو پیدا نکردن و این به معنای استعداد نداشتن نیست.

ما انسان ها با وجود تمام شباهت هایی که ممکنه داشته باشیم، در ۹۵ خصوصیت منحصر به فردیم. یعنی ۹۵ خصوصیت دریک انسان وجود داره که در هیچ یک از انسان های دیگه نیست مثل اثر انگشت، دی ان ای و موارد دیگه که یکیش هم استعداد هست.

پس تا اینجا فهمیدیم این استعداد در همه ما وجود داره. ولی هنوز تعریفی درستی از استعداد ارائه نکردیم.

واقعیت اینه که استعداد یک حرف دهن پر کنی هست و بعضی ها فکر می کنن که استعداد داشتن فقط مختص نوایغ و افراد برجسته هست. در حالی که این تفکر فقط ظلم به خودمون و فرزندانمون هست. این که فکر کنیم فرزند من استعدادی نداره یا خودم بی استعدادم!

اگر بخواهیم یک تعریف ساده از استعداد کنیم: استعداد یک توانایی ذاتی در زمینه ای خاص هست که هر کدام از انسان ها به اون مجهز شده اند.

و جالبه بدونید که مهم ترین وظیفه ما در طول زندگی هم یافتن همین استعداد یا توانایی ویژه درونمون هست و بعدش رشد و پرورش این توانایی خاص.

حالا به نظرتون چرا ما باید روی این استعدادمون کار کنیم و پرورشش بدیم؟ آیا همین استعداد داشتن کافی نیست؟

در پاسخ باید گفت که اصلا کافی نیست. مثال پیش رو در درک این موضوع قطعا میتونه خیلی مفید باشه.

فرض می کنیم فرزندمون در کلاس ریاضی سوم ابتدایی حضور داره. تعداد دانش آموزان کلاس بیست نفر هست و سواد علمی ریاضی همه این بیست نفر ارزیابی شده و در یک سطح قرار دارند. حالا معلم ریاضی میاد ضرب و تقسیم رو به بچه ها یاد میده و بعد ازشون چند تا سوال می پرسه. در این بین مشاهده میشه که فرزند ما از همه بچه ها سریع تر به سوال ها جواب میده اون هم با اختلاف زمانی معنا داری! میشه با یک شباهت تقریبی این مثال رو به بحث استعداد یابی مرتبط کرد. الان با وجود یکسان بودن شرایط فرزند ما بهتر عمل می کنه در نتیجه این یعنی در این زمینه خاص توانایی یا استعداد باقوه ای داره.

گفتیم استعداد بالقوه. اما یعنی چی؟ استعداد بالقوه در معنای ساده یعنی همون توانایی وجودی یا برتری نسبت به سایر رقبا بدون اینکه تلاشی برای رشد این توانایی داشته باشیم. یعنی مثل همین فرزندی که در شرایط یکسان، در درس ریاضی نسبت به دیگران بهتر عمل کرده بود.

حال آیا میشه گفت پس این بچه در آینده در ریاضی موفق میشه؟

فرض کنید بعد این که پدر مادر این فرزند فهمیدن که در ریاضی استعداد داره، بهش گفتن که تو در این درست برتری و نیاز به تلاش نداری. این در حالیه که بچه های دیگه که از ضعفشون تو این درس ناراضی بودن، به شدت تلاش می کنن، تمرین می کنن تا بتونن به تسلط خوبی برسن. در اینجا فرزند شما در همون حالت اولیه باقی مونده و به این امید که استعداد داره برای جلسه بعدی سر کلاس حاضر میشه. در حالی که بچه های دیگه به شدت و سخت تلاش و تمرین کردن. به نظرتون الان چه کسی میتونه به سوالات معلم ریاضی جواب بده؟

مثال بالا یک نمونه ساده شده از موضوع استعداد بالقوه یا خام بود که در مقابل تلاش و تمرین شکست خورد!

ما چرا می گیم فقط استعداد کافی نیست؟ چرا استعداد های بالقوه و خام باید به استعداد بالفعل تبدیل بشه؟ برای اینکه استعداد ذاتی هر شخص فقط تعیین میکنه که چند صد متر از دیگرون جلوتره و باید حواسش باشه که اگه تلاش نکنه دیگرون بهش می رسن و حتی ازش جلو میزنن. البته بعضی جاها قضیه فرق می کنه و بحث استعداد به معنای فقط چند متر جلوتر نیست.

برای مثال مایکل شوماخر که توانایی دیدن دویست نقطه رو در حین رانندگی داره با افراد معمولی که حدودا هفت تا نقطه بیشتر رو نمی بینن قابل مقایسه نیست! این هم نوع دیگه ای از استعداد. بعضی مواقع هم استعداد در چند صد متر جلو بودن نیست در کیفیت پیش رفتنه. به این صورت که شخص کاری رو نسبت به دیگرون با کیفیت بیشتری انجام میده. برای مثال در کلاسی که همه دارند از صفر گیتار کار می کنن و روزانه وقت یکسانی رو اختصاص می دن، یکی پیدا میشه که خیلی با احساس تر و زیبا تر می نوازه!

در کل می خوام با یک جمله جمع بندی کنم.

” وظیفه ما در طول زندگی مون پیدا کردن استعداد ذاتی و بالقوه درونمون و تلاش برای رشد و پرورش اون هست به نحوی که تبدیل بشه به استعداد بالفعل.

حالا فرض کنید ما این استعدادمون رو پیدا کردیم، حالا به نظرتون برای موفق شدنمون این مورد کافیه؟

قطعا نه!

ما باید تلاش کنیم تا بتونیم به موفقیت دست پیدا کنیم حتی اگه استعداد زیادی داشته باشیم. فرض کنید مایکل شوماخر با گفتن این جمله که من دویست نقطه رو همزمان می بینم و دیگه احتیاجی نیست که تلاش کنم در مسابقات رانندگی شرکت می کرد. آیا به نظرتون برنده می شد؟ اصلا برنده که هیچ، آیا اصلا می تونست ادامه بده؟ مسلما نه.

البته این رو یادمون باشه خیلی از ما ها و احتمالا مثل شوماخر در ابتدا نمی دونستیم که می تونیم دویست نقطه رو یکجا ببینیم! و فقط باید مثل شوماخر به دنبال علاقه مون بریم که بعدا می فهمیم علاقه ما ارتباط زیادی با استعداد ما داره.

 

میتونید نوشته های من رو در این وبلاگ دنبال کنید.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۶

مقاله های مرتبط :
جدیدترین محصولات فروشگاه ما

متاسفانه محصولی در این دسته بندی در فروشگاه ما موجود نمی باشد ):

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *