بدانیم یا بتوانیم؟ مساله این است!

بدانیم یا بتوانیم؟ مساله این است!

حتما برای شما هم تا حالا موقعیت هایی پیش اومده که یک موضوعی رو میدونید ولی موقع اجرا نمیتونید پیاده سازی کنید.

بذارید یک مثال بزنم، ما کلی آموزش میبینیم که وقتی زلزله میاد چیکار کنیم، کجاها بریم یا از کجاها دور باشیم… ولی در عمل میبینیم عده بسیاری وقتی که زلزله میاد، اصلا انگار نه انگار که چیزی یاد گرفتن و فقط اینور اونور میدون و از شدت هیجان حتی نمیدونن چکار باید انجام بدن!

زلزله و پناه گرفتن

یا مثال دیگه، در تصادف ها… اکثر ما میدونیم که در این موقعیت قبل پیاده شدن از ماشین باید سوییچ رو دربیاریم و ترمز دستی رو هم بکشیم، اما چند درصد از اون هایی که این موضوع رو میدونن واقعا در اون شرایط میتونن این کار رو انجام بدن؟؟؟

حتی بعد این اتفاق ها، وقتی پیش خودمون فکر می کنیم میگیم عههههه میدونستم باید فلان کار رو انجام بدم هاااا ولی چرا انجام ندادم؟ و اگر این کار فراموش شده باعث خسارت مادی یا به نوعی ضرر شده باشه واقعا تاسف میخوریم که آخه چرا؟ من که میدونستم خب:-(

احتمالا همه ما تجربه این اتفاق ها رو داشتیم… اما علت این موضوع چیه؟

دانستن توانستن نیست!

خیلی از ما فکر می کنیم همین که بدونیم موقع زلزله چیکار کنیم کافیه و از پسش برمیایم، ولی آیا اینطوری بوده؟ یک کمی به تجربیاتمون نگاه کنیم خودمون میتونیم به این نتیجه برسیم که نع! اینطوری نیست! (با همین غلظت 🙂

دانستن تو توانستن

وقتی ما یک مطلبی رو یاد میگیریم، اصطلاحا یک دانشی رو کسب می کنیم، اما برای اینکه بتونیم این مطلب رو در عمل پیاده سازی کنیم به توانایی نیاز داریم. توانایی انجام کاری با دانش انجام کاری رو داشتن متفاوته.

خب حالا میپرسید چطوری دانستن رو به توانستن تبدیل کنم؟

واقعیت اینه که دونستن یک مطلبی کار سختی نیست، کافیه در گوگل جستجو کنیم یا اگه سنگ تموم بذاریم کافیه یک کتاب در مورد موضوع موردنظرمون بخونیم و ما تقریبا مطالب لازم رو میدونیم. مثلا من یک کتاب میرم در مورد حل تعارض میگیرم و میخونم.

خب آیا کار تمومه؟ دیگه من از این به بعد میتونم تعارض ها رو مدیریت کنم و استاد حل تعارضم؟ قطعا نه!

تا زمانی که من این دانسته هام رو تمرین نکردم، هیچ گاه به توانایی حل تعارض دست پیدا نخواهم کرد!

تا زمانی که من وارد یک تعارض نشم و تجربه نکنم و اشتباه و اصلاح نکنم، هیچ گاه توانایی اینکار رو بدست نمیارم.

پس لازمه برای تبدیل دانسته ها به توانسته هامون (تبدیل دانش به توانایی)  تمرین کنیم.

حالا یک سوال! ما برای اینکه رفتارمون رو موقع تصادف مدیریت کنیم، باید بریم تمرینی تصادف کنیم؟

اولا چه سوال خوبی. خب طبیعتا ما برای تمرین هم نمیتونیم به زلزله بگیم بیا تا ما تمرین کنیم! 🙂 پس راه حل چیه؟

موضوعی وجود داره به نام تصویر سازی ذهنی. یعنی چی؟ یعنی ما در ذهنمون به اتفاق مورد نظر فکر میکنیم. مثلا ما چشم هامون رو میبندیم و در ذهنمون فکر می کنیم که زلزله اومده و من الان باید چه کار کنم و دقیقا همون کارها رو انجام میدیم. البته باید تا حد امکان سعی کنیم همه چیز رو به طور کامل در ذهنمون شبیه سازی کنیم. تمام اجزای اتاقمون، خونمون رو ببینیم. تمرکز هم البته برای اینکار لازمه.

در تحقیقاتی که انجام شده، به این نتیجه رسیدن وقتی ما اتفاقی رو در ذهنمون تصویر سازی میکنیم، درصد بالایی از بخش های مغز فعال میشه که در همون اتفاق واقعی فعال شده. (فکر کنم این درصد بین هشتاد تا نود بود) و این فوق العادست.

مثلا اگر به اتفاق شادی در ذهنتون فکر کنید، احتمالا خنده به لبانتون خواهد آمد، علتش چیه؟ دقیقا همین موضوع که گفتیم!

حتی روانشناس ها هم برای پاک کردن اتفاق بدی در ذهن بیمارانشون از این موضوع استفاده میکنن… اون اتفاق بد رو در ذهن بیمارشون تصویر سازی میکنن و به جای حادثه دلخراش یه جور دیگه ادامه میدنش تا سختی این اتفاق کمتر بشه.

پس یاد گرفتیم که دانستن توانستن نیست و ما برای تبدیل دانسته هامون به توانسته ها لازمه که تمرین کنیم. جاهایی هم که تمرین کردن به صورت عملی ممکن نیست، از تصویر سازی ذهنی استفاده می کنیم.

ممنون که به یادگیری اهمیت میدید و این مطلب رو تا آخرش خوندید…

لطفا نظرتون رو بهم بگید حتما

میتونید نوشته های من رو در این وبلاگ دنبال کنید.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۶

مقاله های مرتبط :
جدیدترین محصولات فروشگاه ما

متاسفانه محصولی در این دسته بندی در فروشگاه ما موجود نمی باشد ):

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *